فانوس دریایی


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 6 دی ماه سال 1389

دل زاری که من دارم

 

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم
و گر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید دل زاری که من دارم
به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر
بکوی دلفریبان این بود کاری کهمن دارم
دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم
رهی آنمه بسوی من بچشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم
 
رهی معیری

پنجشنبه 28 مرداد ماه سال 1389

دلم پیش تو جامونده

دلم پیش تو جامونده 

می خوامت بینهایت من 

می خوامت دنیا تا دنیاست  

ازاینجا تا قیامت من  

نمی خوام جز تو چیزی من 

توای یاقوت الماسم  

برای قلب غمگینم  

تو بودی عشق واحساسم 

تورفتی و من تنها  

چه بی تو سرد وخاموشم 

نکردم من فراموشت  

چرا کردی فراموشم 

از اون وقتی که رفتی تو

توچشمام گریه مهمونه

پرم از بوی دلتنگی

همه دنیا یه زندونه 

  

از اون وقتی که رفتی تو

شده دنیا قفس انگار

مثه قمریه سرخورده

شدم از زندگی بیزار

هنوز عکس قشنگه تو

تو قاب روی دیواره

هنوزم دل پر حسرت

بفکر روز دیداره

نمی دونی چه دلتنگم

نمی دونی چه دلگیرم

تمومه کار دل بی تو

نیایی بی تو می میرم 

....

 

یکشنبه 17 مرداد ماه سال 1389

بهر من نامه بده

آنچنان منتظرم

آنچنان منتظرنامه ای از سوی توام

که اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد

دشمن جان باشد

قدمش می بوسم

تا که دلباخته بره شود

بهترین عاشق این دره شود

واگر در نامه بنویسی چیزی

همه احساس تورا

در همان صفحه بی حرف وکلام

موبه موخواهم خواند

 به رهت خواهم ماند

نامه ات خواهم خواند

بهر من نامه بده

                    بهر من نامه بده

سه شنبه 15 اسفند ماه سال 1385

ای عاشقان

بای عاشقان ای عاشقان

گلایه دارم از جهان

نامردمی از هر کران

آتش به دلها می زند

همچون زمین  وآسمان

ستاره های خون چکان ، سنگ مصیبت هر زمان

برسینه ما می زند

آتش به دلها می زند آتش به دلها می زند

 

دنیا به کام اهل ناز، ما بیدلان اهل نیاز

این قلب خونین باغ ما، داغ شقایق داغ ما

ما خسته ازرنگ وریا، با درد هرداغ آشنا

این اسمان را پر فروغ ، روی زمین را بی دروغ

خالی زکین می خواستیم ،  نیک ونوین می خواستیم

زیبا ترین می خواستیم ، کی اینچنین می خواستیم

 

روزی که قلب این جهان، باعشق وآزادی زند

دنیا به روی مردمان، لبخندی از شادی زند

ای عاشقان ای عاشقان

از یاد ما یاد آورید

دلدادگان دلدادگان

با یاد ما داد آورید، از یاد ما یاد آورید

شادا که با یگانگی از بند غم رها شویم

به رغم هر بیگانگی ، من وتو با هم ما شویم

 

شادا به روزی اینچنین

چون ما چنین می خواستیم

آری همین می خواستیم

 

 

شنبه 5 اسفند ماه سال 1385

دنیا

     من دیگه خسته شدم  بس که چشام بارونیه

پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد  وکم

وقتی فایده ای نداره  غصه خوردن واسه چی؟

واسه عشقای توخالی ساده مردن واسه چی؟

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

نمی خوام دربه در پیچ وخم  این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم  آماده شم

یا یه موجود کم وخالیه پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

 

 

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط

بد وخوبش  با شما  ما که رسیدیم ته خط

***

قربونت برم خدا

چقدر غریبی  رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دل  رو با خودت نبین

اینهمه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد

اون بلیط شانس دا‌ئم بگو قسمت کی شد

همه درویش همه عارف  جای عاشق ها کجاست؟

 

 

پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385

اولین طلوع

 

پس از آن غروب رفتن، اولین طلوع  من باش

من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروع من باش

شب و از قصه جدا کن،  چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای  گریه های آخر من

اسمت وببخش ولم کن، بی توخالیه نفسهام

قد بکش رو باور من، زیر سایه بون دستهام

خواب سبز رازقی باش  عاشق همیشگی باش

خسته ام از تلخی شب، تو طلوع زندگی باش

 

 

من پر از حرف سکوتم، خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبی عشقت، تشنه ام کویر لوتم

نمی خوام آشفته باشم، آرزوی خفته باشم

تونذار آخر قصه ، حرفمو نگفته باشم

 

 

دوشنبه 13 آذر ماه سال 1385

آخرین تلاش

این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت

باور کن این قلب و نرو

                           این التماس آخره

چقدر می خوای تو بشکنی ، غرور این شکسته رو

هرچی می خوای بگی بگو

                           اما نگو بهم  برو

 

 

این دلو عاشقش نکن ، اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه می خوای، قلب منو جا بذاری

دلم پر از شکایته،  اما صدام در نمی آید

می ترسم از دستم بری، کاری ازم بر نمیآد

 

نرو، نذارکه بعد ازاین ،دنیا به عشق شک بکنه،

هر کی دلش جای دیگست

                         عشق بخواد ترک بکنه

نفس زدم از ته دل معصوم این دل بخدا

نذار بشه محال واسش ،  باور عشق آدما

 

مرگ دلم پای تو، اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفیقتم،  کافی با ما سر کنی

 

 

یکشنبه 5 آذر ماه سال 1385

عاشق نبودی تو

عاشق نبودی تو

من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق

بودی تو معبودم

آرام آسوده ، در خواب خوش بودی

یک لحظه من بی تو ، هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو را خواندم

کاش ای هوسبازم

                         با تو نمی ماندم

روزی که می گفتی من با تو می مانم

روزی  که دانستی  من بی تومیمیرم

روزی که با عشقت بستی  به زنجیرم

 

بازنده من بودم این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم  پیش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم  کلامی نو

 

 

  

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود

دل کندن و رفتن پیش توآسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

گفتم که می میرم گفتی که می دانم

 

باور نمی کردم هرگز جدایی را

آن آمدن با عشق

                        این بی وفایی را

 

 

یکشنبه 9 مهر ماه سال 1385

خزان

دلم خون شد از این افسرده پاییز

از این افسرده پاییز غم انگیز

غروبی سخت محنت بار دارد

همه درد است وبادل کار دارد

 

شرنگ افزای رنج زندگانی ست

غم او چون غم من جاودانی ست

شرابش ریخته، جامش شکسته

گل وگلزار را چین بر جبین است

نگاه گل نگاه واپسین است

پرستو های وحشی بال در بال

امید مبهمی را کرده دنبال

....

نهیب تند بادی وحشت انگیز

رسد همراه بارانی بلا خیز

بسختی می خروشم : های باران!!

چه می خواهی زما بی برگ وباران؟

برهنه بی پناهان را نظر کن

در این وادی قدم آهسته تر کن

شد این ویرانه  ویرانه تر چه حاصل

پریشان شد پریشان تر چه حاصل؟

تو که جان می دهی بر دانه در خاک

غبار از چهر گل ها می کنی پاک

غم دل های ما را شستشو کن

برای ما سعادت آرزو کن

 

 

سه شنبه 27 تیر ماه سال 1385

ایناهاش

تو یه قلب پاک می خواستی ایناهاش

عاشق وهلاک می خواستی ایناهاش

مگه نه، اونکه میون عاشقات

تو یه سینه چاک می خواستی ایناهاش

آره اون عاشق دیوونه منم

اونیکه قدر  تو میدونه منم

بخدا اونکه یه لحظه  یه نفس

بی خیال تو نمی مونه منم

 

 

تو بگو فقط بگو چی کار کنم

چه جوری قلب تو رو شکار کنم

اگه عشق تازه ای  دلم می خواد

همه زندگیمو قمار کنم

 

توبذار فقط یه بار نگات کنم

یه دفعه از ته دل صدات کنم

تو فقط اشاره کن که یک شبه

همه ی دنیا رو خاک پات کنم

 

اره اون رسوای بی دل ایناهاش

اسیر خیال باطل ایناهاش

 

میون هر چی خدا داده به تو

مست اون چشمای خوشگل ایناهاش

 

 

 

 

   1      2      3      4      5      6      7    صفحه بعدی